صنایع فرهنگی استان سمنان
تحقیق : مسعود صادق زاده ،
ادبیات تحقیق :
تعریف سینما :
سینما یک رسانه دیداری شنیداری مبتنی بر تکنولوژی است که به وسیله آن فعالیت اقتصادی صورت می گیرد و هم چنین قابلیت استفاده هنری را داراست .
تعریف صنایع دستی :
|
صنايع دستى بهعنوان زيرمجموعهاى وسيع از هنرهاى سنتى ايران از گذشتههاى دور تا امروز جايگاه ويژهاى در فرهنگ بومى و معنوى سرزمينمان داشته است |
|
صنايع دستى به آن گروه از صنايعى گفته مىشود که مهارت، ذوق و بينش انسان در آن نقش اساسى دارد. در مجموع مىتوان گفت صنايع دستى به آن گروه از صنايع گفته مىشود که تمام يا بخش اعظم مراحل ساخت فرآوردههاى آن با دست انجام گرفته و در چارچوب فرهنگ و بينش هر منطقه و با ديدگاههاى قومى ساخته و پرداخته مىشود. صنايع دستى بازتابى از تاريخ تمدن هر ملت و قومى است و مىتوان انتشار مؤثرى براى فرهنگ و سنن مناطق مختلف باشد . |
ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ
ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﮔﻮﻧﻪاي از ﺻﻨﻌﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ اﻳﺪه، ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﺗﻮزﻳﻊ ﻣﺤﺼﻮﻻت و ﺧﺪﻣﺎﺗﻲ
ﻣﻲﭘﺮدازد ﻛﻪ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ دارﻧﺪ و ﻣﺨﺎﻃﺐ آنﻫﺎ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎ و اﺑﻌﺎد ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻓﺮد و ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ. از آنﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت و ﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺮ ﺧﻼﻗﻴﺖ، ﻣﻬﺎرت، داﻧﺶ و اﺳﺘﻌﺪاد ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن آن اﺳﺘﻮار اﺳﺖ، ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را ﺻﻨﺎﻳﻊ ﺧﻼق ﻧﻴﺰ ﻣﻲﻧﺎﻣﻨﺪ.
تعریف گردشگری
گردشگری به مجموعه فعالیتی اطلاق می شود که در جریان مسافرت یک گردشگر اتفاق می افتد. این فرایند شامل هر فعالیتی از قبیل برنامه ریزی سفر، مسافرت به مقصد، اقامت، بازگشت و حتی یادآوری خاطرات آن نیز می شود. همچنین فعالیت هایی را که گردشگر به عنوان بخشی از سفر انجام می دهد نظیر خرید کالاهای مختلف و تعامل میان میزبان و مهمان را نیز در بر می گیرد. به طور کلی می توان هرگونه فعالیت و فعل و انفعالی را که در جریان سفر یک سیاحتگر اتفاق می افتد را گردشگری تلقی کرد.
دو نظریه در خصوص ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ
ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، اوﻟﻴﻦ ﺑﺎر ﺗﻮﺳﻂ ﺗﺌﻮدور آدورﻧﻮ و ﻣﺎﻛﺲ ﻫﻮرﻛﻬﺎﻳﻤﺮ، از ﻧﻈﺮﻳﻪ ﭘﺮدازان ﻣﻜﺘﺐ
ﻓﺮاﻧﻜﻮرت، در ﻛﺘﺎب دﻳﺎﻟﻜﺘﻴﻚ روﺷﻨﮕﺮي ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮده ﻣﻄﺮح ﺷﺪ. ﺑﻪ زﻋﻢ آدورﻧﻮ و ﻫﻮرﻛﻬﺎﻳﻤﺮ، ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎﻋﺚ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺷﺪن ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻲﺷﻮد. اﻳﻦ ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻫﻢ ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎي ﻣﺜﺒﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻫﻢ ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎي ﻣﻨﻔﻲ. ﻳﻌﻨﻲ ﻫﻢ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺨﺮﻳﺐ ارزشﻫﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﺑﻮﻣﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻳﺎد ﻣﻲﺷﻮد و ﻫﻢ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎ و ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺑﻨﻴﺎنﻫﺎي ارزﺷﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻮد.
آدورﻧﻮ و ﻫﻮرﻛﻬﺎﻳﻤﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ، درﺻﻨﺎﻳﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺑﺮاﺳﺎس ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت اﻗﺘﺼﺎدي و ﻣﺎدي ﻛﺎﻻﻫﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻧﺒﻮه ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﺷﻮد و ارزش ﺣﺎﻛﻢ در ﺑﺎزار، ارزش ﻣﺒﺎدﻟﻪ اﻳﻦ ﻛﺎﻻﻫﺎﺳﺖ ﻧﻪ ارزش ﻣﺎﻫﻴﺖ و ﻣﺤﺘﻮاي آن ﻫﺎ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺻﻮرت در ﻧﻈﺎم ﺳﺮﻣﺎﻳﻪداري ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺻﻨﻌﺖ ﻧﮕﺎه ﻣﻲ ﺷﻮد، ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ از اﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ، ﻛﺎﻻﻳﻲ را ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻧﺒﻮه ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﺗﻮزﻳﻊ ﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺳﻮد اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﺮﺳﺪ. در اﻳﻦ ﺻﻮرت ارزش ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺳﺎﻳﺮ ﺻﻨﺎﻳﻊ ﺑﻪ ارزش ﻣﺒﺎدﻟﻪ آن واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮا و ﭘﻴﺎم ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ آن.
ﻋﻼوه ﺑﺮ آن ﺑﺮ اﺳﺎس دﻳﺪﮔﺎه آدورﻧﻮ و ﻫﻮرﻛﻬﺎﻳﻤﺮ، ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻛﺎﻻي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ اﻧﺒﻮه و ﺗﻮدهوار ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﺷﻮد، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺷﺎﻋﻪ ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮده ﻧﺎﻣﻴﺪه ﻣﻲ ﺷﻮد. اﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﻄﺤﻲ و ﺟﻬﺖ داده ﺷﺪه اﺳﺖ.
پیشینه تاریخی
استان سمنان در دوران باستان بخشی از چهاردهمین ایالت تاریخی ورن (ورنه) از تقسیمات شانزده گانه اوستایی بود. حتی تهمورث دیوبند را بنیانگذار شهر سمنان میدانند و البته عده دیگری از تاریخ نویسان مژگان بانو که از شاهزادگان دوره حکومت محلی خیرخواهان بوده
است را بنیانگذار شهر سمنان می دانند و اکنون بقایای قلعه مژگان بانو که در قسمت شمال غربی شهمیرزاد واقع شده و در دوره حمله مغول تخریب شده را گواه این موضوع می دانند و برخی از دانشمندان، این ایالت را گیلان فعلی میدانند ولی قدر مسلم این که ورن یا ورنه متشکل از صفحات جنوبی البرز و خوار شمال سمنان، دامغان، خوار، دماوند، فیروزکوه، شهمیرزاد، سرخه، دهنمک و آهوان، قوشه، ویمه و نقاط کوهستانی مازندران بودهاست.
این منطقه در تمام دوره حکومت مادها و هخامنشیان، کومیسنه یا کومیشان (قومس بعد از اسلام) جزو ایالت بزرگ پارت یا پرتو به شمار میرفت. در این دوره سمنان و سرخه شهرهای سرحدی ایالتهای پارت و ماد به شمار میرفت. به همین علت برخی از مورخان، زمانی این شهرها را جزو مادها و گاهی جزو پارتها به حساب میآورند. این ایالت که در زمان ساسانیان به پشتخوارگر تغییر نام داده، شامل همان شهرهایی بود که در ایالت ورن وجود داشتند. حد غربی این ایالت، خوار (گرمسار فعلی)، حد شرقی آن شاهرود و حد شمالی آن، کوهستانهای جنوبی طبرستان بود.
سلوکیان بزرگترین عامل یونانی کردن مشرق بودند و به همین جهت، برای ادامه فرمان روایی خود نظر مساعد مردم را لازم داشتند و برای این کار تقریباً شصت شهر در مشرق و ایالت پارت بنا کردند. یکی از این شهرها آپاما یا روستای لاسجرد فعلی است که در غرب شهرسرخه واقع شده و دیگری شهر هکاتمپلیس (صد دروازه) است که عدهای آن را دامغان میدانند.شهر صد دروازه در دوران اشکانیان از رونق بسیار زیادی برخوردار بود و برای سالهای زیادی پایتخت ایران بوده است .هنوز آثاری تاریخی این شهر در اطراف دانغان و در منطقه ای به نام تپ0 حسار وجود دارد. اشکانیان ایالات ایران را به هجده بخش وسیع تقسیم کردند که یکی از ایالتهای مهم آن کمیسن قومیس یا قومس در نواحی سمنان و دامغان و سرخه و خوار (گرمسار )کنونی بود.
در نیمه قرن هفتم میلادی در زمان یزدگرد سوم، آخرین پادشاه سلسله ساسانی، مهاجمان عرب کشور ایران را به تصرف خود درآوردند. اعراب نخست شهر بزرگ و آباد ری را تسخیر کردند، سپس به شمال شرقی رفته و به سرزمین کومش (شهرهای سمنان، دامغان، بسطام ، سرخه ) رسیدند و آن ر اتسخیر کردند.
استان سمنان در دورههای بعد از اسلام جزو سرزمین تاریخی قومس (کومش) به شمار میآمد. استان سمنان طی تاریخ دو هزار ساله خود شاهد فراز و نشیبها، جنگها، شکستها و پیروزیهای بی شمار بودهاست. در دورههای بعدی نیز این منطقه مورد توجه خاص حکومتهای مرکزی قرار گرفت و منازعهها و مناقشههای متعدد بر سر این منطقه بین قدرتمندان درگرفت.
دردوران حکومت امویان و عباسیان به ویژه پس از قتل ابومسلم خراسانی به دست منصور دوانیقی، شورش و بلوا سراسر ایران را در برگرفت و نهضتهای بیشماری به وقوع پیوست که از مهمترین آنها قیام سنباد زردتشتی بود. در اندک زمان، زرتشتیان طبرستان و نواحی جنوب طبرستان یعنی سنگسر (مهدیشهر) و شهمیرزاد و فولاد محله، به دور رهبر این نهضت جمع شدند و قومس و ری را به تصرف در آوردند، ولی در ساوه شکست خوردند و سنباد به قومس گریخت و پس از ضبط خزاین ابومسلم رو به طبرستان نهاد. وی پس از مدتی در درههای سنگسر و شهمیرزاد به قتل رسید.
ایالت کومش از کانونهای مهم اسماعیلیان در قرنهای ششم و هفتم هجری بود. به طوری که در این ایالت ۱۵۰ قلعه در اختیار این فرقه بود که هر مجموعه از آنها را یک کدخدا و هر قلعه مجزای آن را یک محتشم که به منزله فرماندار کل یا حاکم بزرگ بود، زیر نظر داشت.که قلعه ای در روستای جوین شهرستان سرخه در میان کوههای سربه فلک کشیده هنوز پابرجا می باشد .
سمنان در دوران مغول، هم چون سایر نقاط ایران از حمله و کشت و کشتار این قوم در امان نماند و متحمل خسارات جانی و مالی بسیار شد. این کشت و کشتار، در زمان تیمور لنگ نیز که از سال ۷۸۳ هجری حمله به ایران را شروع کرد، ادامه یافت.
پس از ظهور و استقرار حکومت صفویان، شاه اسماعیل صفوی به سرکوب گردن کشان ولایتها پرداخت. از جمله، حاکم قلعه فیروزکوه را دستگیر کرد و به این ترتیب، ولایت فیروزکوه و خوار، سمنان و سنگسر وسرخه به تصرف صفویان درآمد.
کریم خان زند با عنوان وکیل الرعایا مدت ۲۹ سال در ایران سلطنت کرد، ولی در این مدت شهرهای سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام،سرخه را در اختیار بزرگان خانواده قاجار قرار داد. بعد از مرگ خان زند، آغا محمد خان شیراز را ترک کرد و به طرف کومش و دامغان رفت و با گرد آوردن عدهای از افراد قبیله خود، سرانجام توانست به ولایت کومش (سمنان، دامغان و بسطام وسرخه ) و ولایت جنوبی دریای خزر دست یابد.
پس از آغا محمد خان، برادر زاده وی به نام فتحعلی شاه قاجار بر اریکه سلطنت تکیه زد و از همان ابتدای سلطنت، سرزمین قومس را که زادگاهش بود مورد توجه قرار دارد و ذوالفقار را به عنوان حاکم سمنان برگزید.قلعه جهان آباد در جنوب سرخه از بناهای باقی مانده از دوران حکومت ذوالفقار خان می باشد . نام جغرافیایی قومس تا اواخر دوران قاجاریه بر سر زبانها بود، لیکن در دوران حکومت پهلوی اول، قومس ( فرمانداری کل سمنان یا استان سمنان فعلی ) در شمار شهرهای استان دوم، یعنی مازندران در آمد.
در آغاز سال ۱۳۴۰ هجری شمسی در زمان نخست وزیری دکتر علی امینی و وزارت کشور سپهبد عزیزی، به پیروی از سنت تاریخی، طبق تصویب نامه هیئت وزیران، ایالت کومش (سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام و سرخه) و جنوب طبرستان یعنی سنگسر (مهدیشهر)، و شهمیرزاد و نقاط تابعه آنها) از نظر تقسیمات کشوری به نام فرمانداری کل سمنان نامگذاری شد. مرکز حکومت آن نیز در شهر سمنان تعیین و مستقر گردید.
در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی طبق تصمیم دولت وقت با اضافه شدن دماوند، فیروزکوه، گرمسار و ورامین فرمانداری کل سمنان به استان سمنان تبدیل شد و مرکز آن نیز همچنان شهر سمنان باقی ماند. البته طبق تقسیمات کشوری سالهای اخیر، سه شهر دماوند، فیروزکوه و ورامین از استان سمنان جدا گردیدند.
برچسبها:









